طلب

چرا اين روز ها كمتر ميشود به هر دستي كه بسويت دراز مي شود اعتماد كرد كمتر مي شود نگاه ها، را ابراز محبت ها را ،بي طمع دانست چرا نمي شود در پس هر سلامي دروغي يا نفرتي نباشد كمتر ميشود در وراي هر نگاهي ناب و صاف بودن را ديد، كمتر ميشود برق شادي را در چشمهاديد
بريديم از اين همه ريا ............................
خدايا همه ما تشنه دستي گرم نگاهي صاف وناب ودلي سرشار از شو ر هستيم ...
يادمان نرود گر خاطرمان تنها ماند ...... طلب عشق ز هر بي سر وپايي نكنيم

  
نویسنده : لادن ; ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٢


تنهايي

((تنهايي شايد تجربه باز شدن چشم باطن انسا ن باشد
تنهايي شايد جدايي از ياراني باشد كه پرواز را نمي شناسند
اما راز تنها يي را نمي يابد با كسي در ميان نهاد تا به عقوبت انكار عشق گرفتار نشد
تنهايي من در درگاه منزلمان ايستاده است تا من او را بين دوستان نامهربان انتخاب كنم و به درون بخوانمش ))
ومن ميگويم چه سخت است در اين تنهايي متهم به بي دردي و بي تفاوتي متهم به بي عشقي و متهم به هر انچه دوست نداري و بيزاري ،بشوي
در اين باغ بخواهي گلهاي وجودت را از دست هر انچه طوفان و باد و باران است محافظت كني
و در پايان هم متهم به بي كفايتي شوي
چه سخت است...........................

  
نویسنده : لادن ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٢


نا آشنا

فقط يك جمل مي توانم بگويم :
در ميان اين همه آشناي نا آشنا؛ باز هم غريبه ام....................................................

  
نویسنده : لادن ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٢


سكوت

امروز تمام فكرم را اين يك جملات پر كرده بود :
((خداوند نعمت بزرگي به آدمها داده است كه از شنيدن سكوت عاجزند واز اين روست كه همه اسوده و خوش زندگي مي كنند))
((چه بسيارند كساني كه هميشه حرف مي زنند بي آنكه چيزي بگويند و چه كمند كساني كه حرفي نمي زننداما بسيار ميگويند.))
بي فغان ماندن من نيست ز آسوده دلي ....................گردبادم كه بخود ميپيچم وغوغا نكنم
توشه راه طلب بيخودي وخاموشي است ....................خويش را چون جرس قافله رسوانكنم
.

  
نویسنده : لادن ; ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٢


دوري ونزديكي

سال 81 هم با تمام اتفاقاتش گذشت و قدم در سالي گذاشتيم ك از آ غازش سر شار از اتفاقات و هيجانات و استر س هاي ريز و درشت بود و خواهد بود امسال هم خواهد گذشت با تمام التهاباتش فقط چه خوب است رگز يادمان نرود كه براي رسيدن به اهدافمان چه شخصي و چه عمومي از وسايل غير انساني استفاده نكنيم ........
هيچگاه احساس كرده ايد در عين نزديكي مكاني به كسي يا چيزي ان قدر احساس دوري ميكنيد كه هر چه مي خواهيد سعي كنيد تا بدستش اوريد بي فايده است .............
من فكر كنم حس از اين بدتر نيست .........

  
نویسنده : لادن ; ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ فروردین ،۱۳۸٢